پیچک ( استاد محمد قهرمان )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- نشاط عید نخواهد برد برون ز خاطر ما غم را (محمد قهرمان )
- همچون ستاره شب چشم به راهم نشانده اند(محمد قهرمان )
- رهنوردان را به پای سعی منزل دور نیست(محمد قهرمان)
- در ملک بی نشانی راندیم کام خود را(محمد قهرمان)
- مرا چون قطره ‌ی اشکی ز چشم انداختی رفتی (محمد قهرمان)
- تا شد وبال گردن دسته ی شکسته ی ما(محمد قهرمان)
- دردها درعشق کم کم عین درمان می شوند(محمد قهرمان)
- ز شرم گرچه تهی ماند از تو آغوشم(محمد قهرمان )
- در ره صبح سوختم بس که چراغ دیده را(محمد قهرمان)
- زبان بر خاک می مالند از لب تشنگی جوها(محمد قهرمان)
- چه غم ز باد سحر شمع شعله‌ ور شده را (محمد قهرمان)
- از جور زمان یک دل نشکسته ندیدیم(محمد قهرمان)
- رنگ ز رخ پریده ی ما را کسی ندید(محمد قهرمان)
- ز عجز تکیه به دیوار آه خود کردیم(محمد قهرمان)
- نازک دل آفریدند مانند لاله ما را(محمد قهرمان)
- موجم برد به هرسو با دست و پای بسته( محمد قهرمان)
- دامن ز تماشای جهان چیده گذشتیم(محمد قهرمان)
- تا به کی درین وادی از پی جرس افتم(محمد قهرمان)
- هنوز از بوی گیسویی پریشان ( محمد قهرمان )
- رخ تو پیش نظر داشتیم و دم نزدیم ( محمد قهرمان )
- داغ امید به دل ماند و تحمل کردیم ( محمد قهرمان )
- به دل جمع درین دایره گامی نزدم ( محمد قهرمان )
- از عمر پوچ بی ثمر من ( محمد قهرمان )
- شب از آغوش گل بالین ( محمد قهرمان )
- به هجر زنده ازان ماندم ( محمد قهرمان )
- دزدیده می خرامی و پاورچین ( محمد قهرمان )
- شد فرش سبزه پهن و دل من ( محمد قهرمان )
- چون می ز دست ساقی تقدیر می رسد ( محمد قهرمان )
- حیات بخش چو خون در رگم روانه تویی ( محمد قهرمان )
- از تو ای راحت جان تا من بیدل دورم ( محمد قهرمان )
- خزان رسیده و سرسبزی بهار گذشته ( محمد قهرمان )
- دردا که آدمی محروم مانده است ( محمد قهرمان )
- بی تابی ام فزون شده از حد ( محمد قهرمان )
- ای یار بیا که عاشقت پیر شده ( محمد قهرمان )
- دل را به غمی کز تو رسد شاد کنم ( محمد قهرمان )
- از گفتگوی باد با خاك آشفت خواب شاخساران ( محمد قهرمان )
- پيرانه سر چو آيد يادم ز خردسالی ( محمد قهرمان )
- دست کینه ی افلاک بسته بال و پرم را ( محمد قهرمان )
- در ره صبح سوختم بس که چراغ دیده را ( محمد قهرمان )
- زبان بر خاک می مالند ( محمد قهرمان )
- چه غم ز باد سحر شمع شعله‌ ور شده را (محمد قهرمان)
- مرا چون قطره ‌ی اشکی ز چشم انداختی رفتی (محمد قهرمان)
- تا شد وبال گردن دسته ی شکسته ی ما (محمد قهرمان)
- دردها درعشق کم کم عین درمان می شوند (محمد قهرمان)
- ز شرم گرچه تهی ماند از تو آغوشم (محمد قهرمان)
- نشاط عید نخواهد برد برون ز خاطر ما غم را (محمد قهرمان)
- همچون ستاره شب چشم به راهم نشانده اند (محمد قهرمان)
- رهنوردان را به پای سعی منزل دور نیست (محمد قهرمان)
- در ملک بی نشانی راندیم کام خود را (محمد قهرمان)
- زندگی نامه استاد محمد قهرمان
صفحه قبل 1 صفحه بعد