تبلیغات اینترنتیclose
از گفتگوی باد با خاك آشفت خواب شاخساران ( محمد قهرمان )
پیچک ( استاد محمد قهرمان )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

از گفتگوی باد با خاك  آشفت خواب شاخساران   

نجواى گنگ برگها را  خاموش كرد آواز باران 

 
برگى كه خواب آب مى ديد  آبش ز سر بگذشت در جوى 

ديگر گره بستن بر آب است  پيوند او با شاخساران 

 
چون كاغذين كشتى كه راندم  در خردسالى بر سرِ آب  

از هر حبابى كشتيى خرد  ديدم روان بر جويباران 

 
تن شست باغ خاطراتم  در زير بارانى كه مى ريخت 

شد سبزه زار ذهن صافم  سرسبزتر از جو كناران 

 
كردم ز بس از كودكى ياد  وان روزهاى رفته بر باد

در شادى و اندوه غرقم  مانند عيد سوكواران 

 
در شاهراه بى خيالى  بر باد پيشى مى گرفتم 

مى تاختم چون اسب چوبين  در پيش پيش نى سواران 

 
در روزگاران جوانى  شب زنده دارى پيش چشم  

كيفيت خواب سحر داشت  در ديده ی اختر شماران 

 
در چشم من ياد جوانى  هر دم به رنگى جلوه گر شد  

نقش آفرين باغ روياست  رنگينى خواب بهاران 

 
پيشانى ام را ديرگاهى ست  چين مى نشيند بر سرِ چين 

غير از خط باطل چه ماند ؟  از نقش پاى روزگاران 

 
در شام پيرى مى شود گم  هر لحظه يادى از دل من  

در طول ره كاهش پذيرد  آواز پاى رهگذاران 

 
چون رشته سر از پا ندانم  در پيچ و تاب نااميدى  

دستى مگر آرند بيرون  از آستين اميدواران 

 
ديوانه اى عاقل نمايم  اما جنونم نيست كامل 

در عين مستى هوشيارم  اما نيم از هوشياران 

 
در گوشه ی تنهائى و غم  با ياد ياران مى زنم دم 

 اميد من ! يادى كن از من  اى بهترين يارم ز ياران

 

محمد قهرمان
                      

 ۱۲/7/61 

 برای مرحوم اخوان

http://seshanbeshab.blogfa.com/8702.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : جرعه دوم, | بازديد : 208